تبليغاتX
عدالت
شرط مهم روشنفکری گذشتن از مرحله تقلید و رسیدن به مرحله تحقیق است.

من تغيير مى كنم، تو تغيير مى كنى، او تغيير مى كند و اين يعنى اينكه ما تغيير كرده ايم و آنها نيز. عجب؟ تغييركردن يعنى آن قبلى نبودن، ديگرى شدن و يا وانمودن. از وضعيتى درآمدن و در جايگاه جديدى نشستن، پشت به چيزى كردن و به جلو نگريستن. خيانت كردن: خيانت يعنى خروج از صف و رفتن به سوى غيرمترقبه. (كوندرا) پس راست مى گويند- همه كسانى كه تغيير نكرده اند در هر جبهه و هر دسته اى- لابد همه كسانى كه تغيير كرده اند، جايى- جورى كمى خائنند. از تغييرات مثلاً در همين بيست و چند سال اخير پس از انقلاب مى توان شروع كرد. (به خوب و بدش كار نداريم)
- دنبال وحدت هم كه باشيم از خلال تكثر است. ترس از تفاوت كمتر شده است و درك از وحدت مشروط تر. درست است كه هنوز هم به كنترل و مديريت تفاوت انديشيده مى شود- همان تفاوتى كه الساعه است سر زند به تزاحم- اما در روش ها تجديدنظر شده. استفاده از خشونت به قصد كنترل تفاوت، غالباً از سر ترس است. همين كه براى كنترل تفاوت و تزاحم به سراغ راه هاى ديگر رفته مى شود، يا راه قبلى را البسه جديد به تن مى كنند، خودش تغيير مهمى است. همين كه رودربايستى هاى ما عوض شده اصل ماجرا است.
- درك كله قندى (تعبيرى از شريعتى) از آدم كم رنگ تر شده است. انسان كامل، شده است انسان ممكن. انسان ممكن به همه معانى: زبر و زرنگ، اهل معامله و بده- بستان، چشم پوشى، از آن نوع اگر زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز. نستيز، بنشين و برخيز با هر كسى، در هرجايى تا اموراتت بچرخد، تا زندگى ادامه پيدا كند. فهم اين نكته كه بدها همه بد نبودند و خوب ها همه خوب. يا نه! بدها هم اگر واقعاً بد بودند، آنقدر هم كه فكر مى كرديم ما خوب نبوديم.
- آدم ها ديگر «خشك» نيستند (تعبيرى قديمى). كمتر هستند. از اينكه خيس شوند پرهيز نمى كنند. كمتر پرهيز مى كنند. دوستى به تلخى مى گفت: «دلت خوش است ما فقط غواصى مى كنيم در سطح آب». عيبى ندارد. همين كه مى گذارند آب بيايد و به آنها بخورد، حداقلش اين است كه نمى خشكند، رطوبت آنها را- ما را- نرم مى كند. ديگر نه مى شكنند و نه مى شكانند. تازه، ديرتر هم آتش مى گيرند.
-از آسمان آمده ايم زمين. از همين رو وعده هم كه داده مى شود، وعده رستگارى و فلاح نيست. از مسكن گفته مى شود و كار، امكان ازدواج، پول نفت وسط سفره (از اين تصوير مادى تر ممكن نيست). راه رسيدن به دل ها، شده است زمين و مائده هاى زمينى. 

                                                                                                      ادامه دارد...


                                                                                         سوسن شریعتی

                                                                                       سرمقاله روزنامه شرق

                                                                   سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۴ - - ۷ فوريه ۲۰۰۶
+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/21ساعت 15:27  توسط حقوقدان | 
در تابستان سال 2002 در طول شش هفته سه زندانی در زندان بیرمنگام انگلستان خودکشی کردند. پس از این حادثه، مسئولان زندان برنامه ی توصیه های جلوگیری از خودکشی را به اجرا گذاشتند تا افرادی را که احتمال آسیب رسانی به خودشان را دارند شناسایی کنند.

مقامات زندان توصیه های جامعی جهت جلو گیری از خودکشی تدوین کردند و در اختیار کارکنان زندان قرار دادند، همچنین جزوه هایی در این مورد در بین زندانیان توزیع کردند و نیز در سرتاسر زندان و در محل هایی که در معرض دید همگان باشد پوسترهایی در مورد جلوگیری از خودکشی نصب کردند. مسئولان زندان همچنین مطالبی با محوریت خودیاری برای زندانیان تا به آنها کمک کنند که آنها خود وضعیت شان را بررسی کنند و احتمال وجود خطر خودکشی را تشخیص دهند. یکی دیگر از وجوه مهم این برنامه آ»وزش زندانیان توسط خود زندانیان است.به زندانیان آموزش هایی داده می شود تا از اقدام به خودکشی هم بندهای خود ممانعت به عمل بیاورند. این برنامه برای جلوگیری از خودکشی در زندان بیرمنگام موفق بوده است و در دیگر زندانهای انگلستان نیز به اجرا درآمده است.

همچون دیگر برنامه هایی که بر آموزش هم بندها متکی هستند،این برنامه را نیز به سهولت می توان در کشورهای دیگر پیاده کرد.
یک بخش مخارج اصلی برنامه ، هزینه آموزش زندانیان است و بخش دیگر آن استخدام یک متخصص بهداشت روانی برای همکاری با برنامه را شامل می شود
.

مقداد عسکرپور دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/11ساعت 22:28  توسط حقوقدان | 
                                                         «به نام او»

سابقه حقوق بشر به سالهای پایانی قرن هجدهم میلادی باز می گردد. زمانی که ملت خسته از ظلم وستم پادشاهان بوربون های فرانسوی انقلاب خود را به راه انداختند. اعلامیه حقوق بشر که در ابتدا یک مانیفست ملی بود. به تدریج جنبه جهانی به خود گرفت و به اعلامیه حقوق بشر تبدیل شد.

با پایان جنگ جهانی دوم و شکل گیری دو بلوک ایدئولوژیک رقیب رو در روی یکدیگر غرب به رهبری ایلات متحده آمریکا موضوع حقوق بشر را به موضوعی برای تحت فشار قرار دادن رقبا و مخالفین خود بدل ساخت. غربی ها تلاش کردند در گرد و غبار حاصل از جنگ سرد دیگران را با اتهماتی نظیر نقص حقوق بشر و نادیده گرفتن حق وحیات و نیز آزادی بیان تحت فشار قرار دهند. در حالی که برخی از اتهامات وارده از سوی غرب علیه دیگران به دلیل وجود فرهنگ های متفاوت میان تمدن ها و جوامع بشر بوده است.

اگرچه حقوق بشر ناظر بر حقوق ذاتی انسان هاست و برخی از مواد آن جهانشمول به شمار می آید اما در جریان اجرا همین اصول جهانشمول با موانع مختلفی برخورد پیدا می کنند. به عنوان مثال مفهوم انسان و حقوق انسانی بویژه درادیان الهی بویژه دین اسلام به گونه ای متفاوت با انسان اومانیستی غربی تعریف می شود.در فرهنگ غرب این انسان است که اصالت دارد و پدیده های اجتماعی از جمله حقوقو اختیارات حکومت باید در خدمت انسان باشند. درحالی که در نگرش اسلامی اصالت با شرع مقدس الهی است و احکام حکومتی باید مشروعیت خود را از سرچشمه وحی الهی کسب نمایند.در اینجا ممکن است آنچه که حقوق بشر غربی حکم می کند با آیات الهی در تعرض باشد و برای مؤمن به وحدانیت الهی و عمل به دستورات خالق مطلق از عمل به بیانیه هایی که توسط بشر نوشته شده است مهم تر خواهد بود.به همین دلیل طی سال های اخیر حرکتی در جهان اسلام راه افتاده تا با تدوین حقوق بشر اسلامی پلی میان حقوق بشر و احکام الهی زده شود.

آنچه مسلم است اینکه به مراتب پیش از آنکه اروپائیان در قالب اعلامیه حقوق بشر احترام به نوع بشر را به رسمیت بشناسد حقوق زنان و مردان و اقلیتها و اسرا و پیروان اهل کتاب در حکومت پیامبر اسلام(ٌٌٌٌٌص)در مدینه تأمین شده بود. حتی در دوران پس از رحلت پیامبر و تشکیل حکومت های مختلف در سرزمین های اسلامی همین شیوه کم وبیش مد نظر قرار گرفت.شاید به همین دلیل در تارخ سلام هیچگاه مسلمانان به نسل کشی دیگر ادیان نپرداختند.در حالی که طول قرن ها این مسیحیان بودند که یهودیان را به قتل رساندند و با راه انداختن تجارت جهانی برده داری لکه ننگی در تاریخ بشر به نام خود به ثبت رساندند.

نکته بعدی اینکه رفتار دو گانه غرب در برخورد با پدیده نقض حقوق بشر اعتراضات جهانی را بر انگیخته است.در طول ۵۰ سال گذشتهبسیاری از دیکتاتوری های نظامی تنها به دلیل گمراهی با غرب از انتقاد نقض حقوق بشر رهایی یافتند.در حالی که حکومت مردمی نظیر جمهوری اسلامی ایران که در تلاشندطرحی نو در اندازند به نقض حقوق بشر متهم می شوند.حادثه ۱۱سپتامبرسال ۲۰۰۱ نشان داد که در غرب نیز حقوق انسانی به راحتی پایمال می شود.

                               

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/11ساعت 12:5  توسط حقوقدان | 

                    «به نام او»

ماده ۱۸۳قانون مدنی مقرر می دارد:«عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد به امری نمایند که مورد قبول آن ها باشد».

در این تعریف هر عقد دارای دو شرط اساسی است:

۱.دراثر توافق دو یا چند اراده باشد.

۲.نتیجه و منظور از توافق ایجاد تعهد است.

نویسندگان قانون مدنی تعهد را  به معنی مرسوم کنونی که آثار عقد را شامل می شود نگرفته اند.و به همبن جهت تعهد و پذیرش آن را عقد گفته اند. پیشینه تاریخی قانون مدنی نیز این احنمال را تقویت می کند زارا فقیهان عقد را «تعهد مؤکد» تعبیر کرده اند و در حقوق اسلام نیز هیچگاه اثر عقد محدود به ایجاد تعهد نبوده است پس باید پذیرفت که در تعریف مقصود از تعهد تراضی آمیخته با التزام و پای بندی است.

                                  «نقد تعریف»

تعریفی که از معنی تعهد شد از نقص تعریفی قانون می کاهد ولی آن را از بین نمی برد.زیرا به زودی خواهیم دید که گروهی از عقود جایز هستند و دو طرف را پای بند نمی کند. در نظر نویسندگان قانون مدنی بر خلاف آن چه امروز از این واژه می فهمیم تعهد نیز به معنی التزامی برگشت ناپذیر نبوده است. در ماده ۶۵۶ قانون مدنی می خوانیم: «جعاله تعهدی است جایز... »پس تعهد به معنای پیمان و عهد و عقد است و در تعریف ماده ۱۸۳به صورت شکل رو می یافته و اقتباس از «قانون مدنی فرانسه ماده۱۱۱۰است».

علاوه بر این تعریف ماده ۱۸۳ دو عیب دیگر نیز دارد که عبارتند از:

۱.ماهیت عقود معوض را بیان نمیکند و به گونه ای تنظیم شده است که گویی در هر عقد تنها یکی از دو طرف تعهد می کند و ذیگری می پذیرد و تنها نقش انفعالی دارد. در حالی که در عقود معوض نقش هیچ یک از دو طرف عقد به قبول تعهد دیگری محدود نمی شود. هر یک از آنان در همان حال که التزام طرف مقابل را قبول می کند خود نیز دینی را برابر او عهد می گیرد.         مثال: در موردی که شخص تعهد کاری را می کند  در برابر دستمز معین پیشنهاد کارفرما را درباره پرداخت دستمزد می پذیرد از سوی دیگر در همان حال که پرداخت دستمزد را تعهد می کند الزام اجیر به انجام دادن کار را می پذیرد.نتیجه این دو انشاء درباره مبادله اجرت و کار  عقد است و این مفهوم از ماده ۱۸۳ قانون مدنی برداشت نمی شود.

۲.شامل عقودی که اثر تملیکی مستقیم دارند مانند«هبه» نمی گردد مگر اینکه گفته شود تملیک نیز تعهدی است که پس از ایجاد بیدرنگ اجراء شده است.

                               « نوشته شده توسط مصطفی شیروانی»  

                                این بحث ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/09ساعت 18:17  توسط حقوقدان | 

                                                         " به نام او"

مفهوم عقد و قرارداد چیست؟ عقد در لغت به معنای بستن دو چیز به یکدیگر است ودر اصطلاح به معنای گره خوردن  دو یا چند اراده به یگدیگر برای ایجاد یک عمل و یا اثر حقوقی.

در علم حقوق دو منشاء برای حق می توانیم داشته باشیم.ا دو سری چیزها داریم که می توانند اثر یا آثار حقوقی به بار آورند که عبارتند از:

۱.چیزهایی که در اثر اراده دو نفر به وجود می آید که مااصطلاحآُ به آنها عقد می گوییم و یا به تعبیر دیگر میتوان نام آنها را«اعمال حقوقی» نیز نهاد.رکن اصلی در این اعمال حقوقی«اراده آگاهانه» است.یعنی با اراده  آگاهانه خودمان برای ایجاد یک اثر یا آثار حقوقی اقدام می کنیم و اگر این اراده وجود نداشته یاشد أن اثر نیز نخواهد بود. از آن چه که گفته شد این نتیجه به دست می آید که توافق دو اراده رکن اصلی یک قرارداد است.   مثال: اجاره یا بیع هر دو قراردادند و هیچکدام به وجود نمی آیند مگر با توافق دو اراده آگاه در واقع ما باید آگاهانه بخواهیم تا یک عقد اجارا یا یک عقد بیع به وجود بیاید.

۲.دومین منشاء برای حق را می توان اینگونه مطرح کرد که همه موضوعات دارای اثر حقوقیه اینگونه نیستند به این معنا که گاهی اوقات وقایعی در عالم خارج اتفاق می افتد که به محض وقوع حق وتکلیفی برای فرد یا افراد به وجود می آورد .در واقع به نحوی هستند که بدون اراده این آثار به وجود می آیند  و اراده در آن ها وجود ندارد .در اینجا  یک حادثه ای اتفاق می افتد که این حادثه اثر یا آثار حقوقی به جای میگذارد که اصطلاحا به آن ها «وقایع حقوقی گویند».     مثال: مرگ یک فرد که ایجاد حق مالکیت می کند برای ورثه بدون اراده آن ها.(ما فعلا با این وقایع کاری نداریم). ((این مطلب ادامه دارد)).

«مصطفی شیروانی دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد رفسنجان»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/09ساعت 10:19  توسط حقوقدان | 
...ادامه مطلب

سه نوع جرم زدایی وجود دارد:

تفاوتهای مهمی میان مناسبت قانونی واجتماعی جرم زدایی وجود دارد. ما دسته بندی های اصلی را از یکدیگر متمایز میکنیم :

  1. گاه هدف جرم زدایی رسمی تایید کامل قانونی و اجتماعی رفتاری ست که از آن جرم زدایی شده است. برای نمونه هدف از جرم زدایی از رفتار همجنس گرایانه در میان افراد بالغی که نسبت به آن رضایت داشتند ـدست کم در برخی کشورها ـ الغای تبعیض است. این امر به معنای ضمنی شناسایی حقی قانونی نسبت به شیوهای از زندگی است که پیشتر مغایر قانون بوده است. این نوع جرم زدایی را جرم زدایی نوع الف می دانیم.
  2. در دیگر موارد جرم زدایی می تواند نه  به اعتبار تمایل به تایید کامل قانونی و اجتماعی رفتار جرم زادایی شده  بلکه به لحاظ تغییر نگرش نسبت به نقش دولت در قلمرو مربوط انجام شود. یک ارزیابی متفاوت از نقش دولت و رشد وشکوفایی حقوق بشر می تواند بر موضع بیطرفانه دولت در خصوص شکلهای خاصی از رفتار دلالت کند. در برخی از کشورها جرم زدایی رسمیدر قلمروجرمهای جنسی را می توان در پرتو چنین تحولی درک کرد(جرم زدایی نوع ب)
  3. جرم زدایی الزامآ مستلزم ایجاد تغییر در افکار نسبت به نامطلوبیتی شکل خاصی از رفتار یا صلاحیت نهاد دولت نیست. گاه هر چند رفتار مجرمانه ای که از آن جرم زدایی شده هنوز نامطلوب انگاشته شده و دولت نیز برای برخورد با آنصالح تلقی می شود تصمیمی در راستای زدودن وصف مجرمانه از آن اتخاذ می شود. در این مورد گاه راهکار دیگری مبنی بر عدم اقدام انتخاب شده و چگونگی رو یارو یی با این وضعیت نامطلوب به افرادی که به طور مستقیم درگیر آن اند محول می شود. در دیگر موارد جرم زدایی با رویکرد های دیگر - به نام یا ابتکار -  کارگزارهای دولتی ترکیب می یابد (جرم زدایی نوع پ)                                                                            ادامه دارد...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/09ساعت 0:4  توسط حقوقدان | 

قانون زندگی

بیایید به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/08ساعت 0:15  توسط حقوقدان | 
 با سلام از اینکه از وبلاگ ما دیدن نمودید متشکریم 
منتظر نظرات وپیشنهادات سازنده شما می باشیم وعلاقه مندیم که  مطالب مفیدتان را جهت استفاده و درج در وبلاگ به آدرس زیر ایمیل کنید :

                    benhour_atashkish@yahoo.com

                                              با تشکر

                                               مدیریت وبلاگ

                                              مقداد عسکرپور

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/07ساعت 23:49  توسط حقوقدان | 

مولا

شهید عدل وعدالت

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

 که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

این است که در مرحله محبت به علی مانده ایم وحتی به مرحله شناخت هم نرسیده ایم ... درصورتیکه شیعه ی علی بودن از چون علی عمل کردن شروع می شود و این مرحله ایست پس ازشناخت و پس از عشق .بنا براین ما یک ملت دوستدار علی هستیم. اما نه شیعه حقیقی علی چرا که شیعه علی ... علی وار بودن علی وار اندیشیدن علی وار احساس کردن ... در برابر جامعه علی وار احساس مسئولیت کردن و انجام دادن ... و در برابر خدا وخلق علی وار بودن علی وار پرستیدن وعلی وار خدمت کردن .

                                                                        ( دکتر علی شریعتی)   

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/07ساعت 23:4  توسط حقوقدان | 
انتقاد دیگران را فرصتی بدانید برای بررسی و بهبود عملکرد ها نه خنجری که در قلب فرو می رود.

                                                                                                (ستد من گراهام)

پس منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده ی شما عزیزان هستیم .

                                                                                                 با تشکر

                                                                                             مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/07ساعت 22:38  توسط حقوقدان | 

 مصطفیمحقق داماد

1324
دانشيار
حقوق خصوصي
شهيد بهشتي
علوم انساني

محقق داماد

خلاصه شرح حال تخصصي

سوابق تحصيل:
تحصيلات حوزوي و اخذ مدرك اجتهاد از حوزه علميه قم درسال 1350، كارشناسي فلسفه وحكمت اسلامي از دانشكده الهيات ومعارف اسلامي دانشگاه تهران درسال 1349، كارشناسي ارشد فقه وحقوق از دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران درسال 1360، دكتراي حقوق بين‌الملل از دانشكده حقوق دانشگاه لون - لانو بلژيك در سال 1373 .
مرتبه علمي:
دانشيار دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي ازسال 1365 تاسال 1373 .
زمينه هاي علمي و تحقيقاتي:
مطالعات فقهي همراه با مطالعات حقوقي ، تحقيقات حقوق مدني مقارن با فقه اسلامي ، راهنمايي ، مشاوره ونظارت بر 30 پايان‌نامه كارشناسي ارشد و3 پايان‌نامه دكترا .

تاليفات

تعداد تاليفات به زبان فارسي: 9 تعداد تاليفات به زبان خارجي: 1
زمينه علمي تاليفات:
احتكار از نظرگاه فقه اسلام ، اصول فقه - مبحث الفاظ ، اصول فقه - منابع فقه ، قواعد فقه بخش مدني 1 و2 ، بررسي فقهي وحقوقي وصيت ، مطالعات تطبيقي در فلسفه اسلامي ، حقوق روابط بين‌الملل دراسلام .

مقالات

تعداد مقالات به زبان فارسي:

20

تعداد مقالات به زبان خارجي:

10
زمينه علمي مقالات:

آئين دادرسي ، ابن ادريس ، اباحه ، ابن‌السبيل ، احتكار )دايره‌المعارف بزرگ اسلامي( ،اعراض ازفك ، حقوق ط‌بيعي ، دكترين عقل از ديدگاه فلاسفه اسلامي ، محيط زيست ط‌بيعي انسان از ديدگاه اسلام ، صفات خدا از ديدگاه اسلام ومسيحيت ، ثابت ومتغير ، تحول قوائد فقه نگاري ، ضمانت در متعهدات ، مفهوم اسلامي حقوق بشر دوستانه بين‌المللي ، رعايت قوانين بشردوستانه بين‌المللي ، سيستم قضايي دراسلام ، بازرسي از ديدگاه اسلام ، بيمه متقابلي در پيشينه اسلامي .

                                                                                                                                    واحد با حقوقدانان             

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/07ساعت 22:21  توسط حقوقدان | 

منظور از جرم زدایی فرآیندهایی ست که به موجب آنها "صلاحیت" نظام کیفری برای اعمال ضمانت اجرا به منزله ی واکنشی نسبت به شکل خاصی از رفتار ـیعنی رفتار مجرمانه ی خاص ـ سلب می شود. این اقدام ممکن است از رهگذر قانونگذاری یا شیوه ی تفسیر قوه ی قضائیه از قانون انجام می پذیرد. توجه ویژه ی ما به جرم زدایی به منظور یک فرآیند قانون گذارانه است.

این جرم زدایی در مفهوم مضیق آن گاه با عنوان"جرم زدایی رسمی" نیز توصیف می شود. از اصطلاح اخیر هنگامی استفاده می کنیم که بخواهیم جرم زدای به مفهوم مضیق و دقیق کلمه را با"جرم زدایی عملی" مقایسه می کنیم.

منظور ما از جرم زدایی عملی پدیده ی کاهش(تدریجی) فعالیت های نظام عدالت کیفری در مورد شکل های خاصی از رفتار یا وضعیت های ویژه ایست. هرچند صلاحیت رسمی این نظام هیچ تغییری نکرده است.

جرم زدایی عملی در هر دو نظام تعقیب کیفری روی می دهد. هم در نظام «مقتضی بودن تعقیب» و هم در نظام« قانونی بودن تعقیب». فرآیند یاد شده در خصوص جرم های به اصطلاح «بدون بزه دیده»جرم های که در عقاید عرفی وسنتی مورد چالش تفکر مدرن ریشه دارد و بویژه نسبت جرم های اقتصادی خرد و تخلف های راهنمایی ورانندگی روی میدهد. 

«جرم زدایی عملی» به شیوه های بسیاری تحقق می پذیرد. در وهله نخست از رهگذر دگرگونی در رفتار اشخاصی کهبه طور مستقیم درگیر آن عمل اند انجام می شود.تا جایی که از اعلان و گزارش رفتار مجرمانه به پلیس پرهیز مکنند. در وهله دوم از رهگذر صلاحدید پلیس است که در موارد خاصی یا هیچ اقدامی انجام نمی دهد یا این که آن ها را به نظام های اجتماعی دیگر ارجاع می دهد. تا اندازه ای در نظام هایی که با اصل (نظام) مقتضی بودن تعقیب منطبق اند. و در برخی از موارد حتی در نظام های مبتنی بر اصل قانونی بودن تعقیب جرم زدایی عملی می توانداز إعمال صلاحیت داد ستان نیز ناشی شود. صلاحدید دادگاه ها در إعمال حداقل مجازاتها یا مجازاتهای اسمی واعتباری نیز می تواند مرحله ای از جرم زدایی عملی باشد.

بنابرین مفهوم جرم زدایی عملی به طور گسترده ای با مفهوم قضا زدایی همپوشانی دارد.

گاه ممکن است شاهد روند توسعه ی تدریجی قیاس پذیری در جهت جرم زدایی رسمی در پرونده هایی باشیم که صلاحیت رسمی نظام عدالت کیفری برای رسیدگی به وضعیت ها و رفتارهای معینی نه به یک شیوه ی کلی بلکه تنها نسبت به ویژگی های معین مرتکب یا بزه دیده(برای نمونه سن جنس یا مسئولیت مدنی) محدود می شود.

                                                                   ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/05ساعت 23:42  توسط حقوقدان | 

مقداد عسکرپور

مدیریت وبلاگ :مقداد عسکرپور

دانشجوی حقوق قضائی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رفسنجان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/04ساعت 19:18  توسط حقوقدان | 

سلام به همه علاقمندان حقوق از این به بعد کلیه اطلاعات مربوط به

 رشته حقوق در اختیار شما قرارخواهد گرفت عزیزان علاقمند

 برای تماس مستقیم با مدیر وبلاگ با ایمیل زیر نامه الکترونیکی خود

 را بفرستید     mailto:benhour_atashkish@yahoo.com  یا با

 ایمیل یکی دیگه از دوستان حقوقیمون ارتباط برقرار کنید:

mailto:masiha_atashkish@yahoo.com 

با آرزوی موفقیت شما

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/04ساعت 18:59  توسط حقوقدان |