![]() |
![]() |
|
| شرط مهم روشنفکری گذشتن از مرحله تقلید و رسیدن به مرحله تحقیق است. |
|
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/25ساعت 2:11 توسط حقوقدان |
|
||||
|
به نام او
قانون اصلاح ماده (18) اصلاحي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب (حذف شعب تشخیص دیوانعالی کشور) كه در جلسه علني روز يكشنبه مورخ بيست و چهارم دي ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و پنج مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 4/11/1385 به تأييد شوراي نگهبان رسيده بود جهت اجراء به دولت ابلاغ شد. شماره173085/506 8/11/1385 جناب آقاي دكتر محمود احمدينژاد عطف به نامه شماره 48558/33883 مورخ 24/8/1384 در اجراء اصل يكصد و بيست و سوم (123) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قانون اصلاح ماده (18) اصلاحي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب كه با عنوان لايحه به مجلس شوراي اسلامي تقديم گرديده بود، با تصويب در جلسه علني مورخ 24/10/1385 و تأييد شوراي محترم نگهبان به پيوست ارسال ميگردد. رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ غلامعلي حدادعادل شماره146535 21/11/1385 وزارت دادگستري قانون اصلاح ماده (18) اصلاحي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب كه در جلسه علني روز يكشنبه مورخ بيست و چهارم دي ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و پنج مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 4/11/1385 به تأييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه شماره 173085/506 مورخ 8/11/1385 واصل گرديده است به پيوست جهت اجراء ابلاغ ميگردد. رئيس جمهور ـ محمود احمدينژاد قانون اصلاح ماده (18) اصلاحي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب ماده واحده ـ ماده (18) قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 27/7/1381 به شرح زير اصلاح ميشود: رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ غلامعلي حدادعادل |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/25ساعت 1:59 توسط حقوقدان |
|
|
به نام او
پست الکترونیکی نویسندگان این وبلاگ : مقداد عسکرپور: www.benhour-atashkish@yahoo.com مصطفی شیروانی(مسیحا): www.mostafa-civilian@yahoo.com منتظر :پیشنهادات,انتقادات و راهکارهای سازنده شما هستیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/25ساعت 1:40 توسط حقوقدان |
|
|
نکته اساسى که مربوط به متن حدیث مزبور مىباشد این است که برخى از احکام مندرج در آن غیر لزومى استیعنى یا مستحب استیا مکروه، و هرگز حرام یا واجب که حکم لزومىاند نمىباشد. و ظهور سیاق واحد شاید مانع استنباط حکم لزومى از چنین حدیث مرکب و ملفق و مختلط باشد، مطلب مهمى که نباید مورد غفلت قرار گیرد این است که در حدیث مزبور تکلیف شاق و صعب قضا از زن برداشته شده نه آن که او را از حق قضا محروم نموده باشد، توضیح آن که برخى از کارهاى دشوار مانند وجوب حضور در نماز جمعه هرچند از فاصله دو فرسخ باشد، تکلیف و وظیفه مرد است و چنین تکلیف عسیرى بر زن نیست و همچنین پذیرفتن مسؤولیتسخت قضا بر مرد واجب است (گاهى عینى وگاه کفائى) لیکن بر زن واجب نیست، و آنچه از حدیث وصیت استظهار مىشود سلب تکلیف است نه نفى حق، زیرا در حدیث مزبور چنین آمده است که: «لیس على المراة جمعة... ولا تولى القضاء» تا از آن سلب حق استفاده شود، لذا زن حق شرکت در نماز جمعه را دارد و اگر نماز جمعه را به امامت امام جمعه مرد خواند لازم نیست نماز ظهر را اعاده کند همانند مرد که با خواندن نماز جمعه به خواندن نماز عصر مىپردازد، وهمانطورى که به نظر ما اعاده نماز ظهر و جمع آن با نماز جمعه براى مرد لازم نیست و احتیاط وجوبى هم ندارد، نماز جمعه براى زن هم کافى است و حتى احتیاط وجوبى هم در جمع بین نماز جمعه و نماز چهار رکعت معهود ظهر نخواهد بود، البته میدان استحباب اعاده وجمع وسیع است. غرض آن که پیام وصیت رسول اکرم(ص) به امیرالمؤمنین... سلب تکلیف براى سهولت کارهاى زن است نه سلب حق، و بین این دو مطلب فرق عمیقى است. از اینجا روشن مىشود، دفاع صاحب مفتاح الکرامی در شرح قواعد علامه، (4) به نصاب تمام نخواهد رسید، زیرا، نه شهرت قطعى به وصف جابر بودن روایت ضعیف جابر از امام باقر... ثابتشده است، نه نقصان عقل و دین او، دلیل معتبرى دارد که گوهر ذات زن را هر چند از علوم و معارف حوزه و دانشگاه برخوردار بوده و از فضائل قسط و عدل بهرهمند باشد، از صلاحیت قضا و داورى محروم نماید. این مطلب ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/25ساعت 1:20 توسط حقوقدان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
" اندیشه مثبت منطقه ممنوعه ندارد "
"دکتر عبدالکریم سروش" |
|
RSS
|